کارهای از دست رفته یکی از رایجترین و زیانبارترین مشکلات در کسبوکارهای خدماتی است. یک پیگیری فراموش میشود، یک مرحله داخلی نادیده گرفته میشود، یا درخواست مشتری با تأخیر زیاد رسیدگی میشود. این مسائل به خودی خود ممکن است کوچک به نظر برسند. اما با گذشت زمان، باعث ایجاد تأخیر، سرخوردگی، از دست رفتن درآمد و کاهش محسوس کیفیت خدمات میشوند.
بیشتر تیمها تصور میکنند که کارهای از دست رفته به دلیل بیدقتی، حواسپرتی یا پرمشغله بودن افراد است. در واقعیت، مشکل به ندرت به عملکرد فردی مربوط میشود. کارها از قلم میافتند زیرا روش سازماندهی کار از اجرای قابل اعتماد پشتیبانی نمیکند. وقتی مدیریت کارها به حافظه، ارتباطات غیررسمی یا ابزارهای پراکنده وابسته باشد، حتی منظمترین تیمها نیز برای حفظ ثبات با مشکل مواجه میشوند.
درک اینکه چرا کارها از دست میروند، اولین قدم برای رفع دائمی این مشکل است.
چرا کارها معمولاً در تیمهای خدماتی از دست میروند
در بسیاری از سازمانهای خدماتی، کارها همزمان در جاهای بسیار زیادی قرار دارند. برخی در ایمیلها ذکر میشوند، برخی دیگر در مکالمات چت، یادداشتهای جلسه، صفحات گسترده یا لیست کارهای شخصی ظاهر میشوند. از آنجا که هیچ منبع اطلاعاتی یکپارچهای وجود ندارد، کارها برای جلب توجه رقابت میکنند و به راحتی نادیده گرفته میشوند، به خصوص زمانی که اولویتها تغییر میکنند یا حجم کار افزایش مییابد.
یکی دیگر از مسائل اصلی، مسئولیت نامشخص است. وقتی یک کار بین چند نفر مشترک است یا به طور کلی به یک تیم واگذار شده، هیچکس احساس مسئولیت کامل نمیکند. هر فرد تصور میکند که شخص دیگری آن را انجام خواهد داد. این عدم احساس مسئولیت باعث تردید، تأخیر و در نهایت بیعملی میشود.
کارها همچنین اغلب بسیار مبهم تعریف شدهاند. دستورالعملهایی مانند «پیگیری مشتری» یا «آمادهسازی اسناد» جای تفسیر باقی میگذارند. بدون یک نتیجه یا مهلت مشخص، این کارها فوریت خود را از دست میدهند و با درخواستهای ملموستر به حاشیه رانده میشوند. با گذشت زمان، کارهای مبهم انباشته شده و به جای کار عملی، به همهمه پسزمینه تبدیل میشوند.
بسیاری از تیمها هنوز برای پیگیریها به حافظه تکیه میکنند. یک فرد قصد دارد تماسی، پیامی یا بررسیای را در اواخر روز به خاطر بسپارد. با افزایش فشار و تعدد وقفهها، سیستمهای مبتنی بر حافظه ناگزیر با شکست مواجه میشوند. اقدامات مهم فراموش میشوند، نه به این دلیل که افراد اهمیت نمیدهند، بلکه به این دلیل که توجه انسان محدود است.
در نهایت، دید محدود نقش مهمی ایفا میکند. وقتی مدیران و اعضای تیم نمیتوانند به راحتی ببینند چه کارهایی در حال انتظار، معوق یا مسدود شده است، مشکلات پنهان میمانند. زمانی که کسی متوجه میشود، تأخیر قبلاً بر مشتری یا پروژه تأثیر گذاشته است.
چرا با رشد تیمها، مشکلات مربوط به کارها بدتر میشوند
در تیمهای کوچک، مدیریت غیررسمی کارها ممکن است کارآمد به نظر برسد. افراد نزدیک به هم مینشینند، دائماً صحبت میکنند و به یکدیگر یادآوری میکنند. اشتباهات به سرعت اصلاح میشوند و کارهای از دست رفته زودتر شناسایی میشوند. با رشد کسبوکار، این هماهنگی غیررسمی از هم میپاشد.
مشتریان بیشتر، پروژههای بیشتر و واگذاریهای بیشتر، پیچیدگی را افزایش میدهد. ارتباطات در بین دپارتمانها پخش میشود و افراد دیگر دید کاملی نسبت به کارهای دیگران ندارند. بدون یک سیستم ساختاریافته برای کارها، تعداد اقدامات از دست رفته یا با تأخیر افزایش مییابد، حتی اگر همه سختتر از قبل کار کنند.
رشد، نقاط ضعفی را در مدیریت کارها آشکار میکند که قبلاً پنهان بودند. برای مقیاسپذیری موفق، کسبوکارهای خدماتی باید عادتهای غیررسمی را با سیستمهای شفاف جایگزین کنند.
چگونه مدیریت کارها را در تیمهای خدماتی اصلاح کنیم
اصلاح مشکلات مربوط به کارها نیازی به ریزمدیریت یا نظارت دائمی ندارد. این کار به شفافیت، ساختار و استفاده هوشمندانه از اتوماسیون نیاز دارد.
اولین قدم متمرکزسازی است. همه کارها باید در یک سیستم واحد وجود داشته باشند که همه روزانه از آن استفاده کنند. این سیستم باید مستقیماً به مشتریان، پروژهها یا پروندههای خدماتی متصل باشد تا کارها هرگز از بستر اصلی خود جدا نشوند. وقتی کارها متمرکز باشند، هیچ چیز بین ابزارها یا مکالمات گم نمیشود.
هر کار باید یک مالک واحد و مشخص داشته باشد. همکاری همچنان ممکن است، اما مسئولیتپذیری هرگز نباید تقسیم شود. یک نفر مسئول پیشبرد کار یا ارجاع آن به سطوح بالاتر در صورت وجود مانع است. مالکیت مشخص، تردید را از بین میبرد و اجرا را تسریع میکند.
کارها باید همیشه با یک نتیجه مشخص تعریف شوند. به جای توضیحات کلی، کارها باید دقیقاً مشخص کنند که چه کاری باید انجام شود و چه زمانی تکمیل شده تلقی میشود. کارهای شفاف سوءتفاهمها را کاهش داده و پیشرفت را قابل اندازهگیری میکنند.
مهلتها و اولویتها باید به طور مداوم اعمال شوند. حتی کارهای انعطافپذیر نیز از یک تاریخ هدف بهرهمند میشوند. مهلتها به تیمها کمک میکنند تا تمرکز کنند و از ناپدید شدن کارها در پسزمینه جلوگیری میکنند. اولویتها تضمین میکنند که کارهای با تأثیر بالا قبل از فعالیتهای کماهمیتتر انجام شوند.
در مواردی که کارها از الگوهای قابل پیشبینی پیروی میکنند، باید از اتوماسیون استفاده کرد. به عنوان مثال، پس از ارسال یک پروپوزال، یک کار پیگیری باید به طور خودکار ایجاد شود. وقتی یک پروژه به مرحله خاصی میرسد، کارهای مورد نیاز بعدی باید بدون دخالت دستی ظاهر شوند. اتوماسیون تضمین میکند که مراحل حیاتی هرگز نادیده گرفته نمیشوند و وابستگی به حافظه را کاهش میدهد.
پیوند مستقیم کارها به پروژهها و مشتریان، بستر و زمینه مهمی را اضافه میکند. وقتی اعضای تیم درک میکنند که چرا یک کار وجود دارد و چگونه بر مشتری تأثیر میگذارد، کیفیت اجرا بهبود مییابد. وجود زمینه، خطاها را کاهش داده و تصمیمگیری را تسریع میکند.
ایجاد فرهنگ اجرای قابل اعتماد
حتی بهترین سیستم مدیریت کار نیز به عادتهای حمایتی نیاز دارد. بازبینی منظم کارها به تیمها کمک میکند تا هماهنگ بمانند و موانع را زودتر شناسایی کنند. این بازبینیها برای کنترل نیستند، بلکه برای هماهنگی و بهبود مستمر هستند.
تیمها همچنین باید بر بستن کارها، نه فقط ایجاد آنها، تمرکز کنند. لیست رو به رشد کارهای باز، اعتماد به سیستم را کاهش میدهد. تشویق به تکمیل و پاکسازی، لیست کارها را معنادار و قابل مدیریت نگه میدارد.
دادههای مربوط به کارها باید برای بهبود فرآیندها استفاده شوند، نه برای مقصر دانستن افراد. تأخیرهای مکرر اغلب به مشکلات گردش کار اشاره دارند که میتوان آنها را از طریق برنامهریزی بهتر یا اتوماسیون برطرف کرد. وقتی تیمها کارها را به عنوان بازخورد به جای فشار میبینند، پذیرش سیستم بهبود مییابد.
نتیجهگیری
کارها از قلم میافتند، نه به این دلیل که تیمها بیدقت هستند، بلکه به این دلیل که سیستمهایشان برای مقیاسپذیری طراحی نشده است. با رشد کسبوکارهای خدماتی، مدیریت غیررسمی کارها غیرقابل اعتماد و پرهزینه میشود.
با متمرکز کردن کارها، تعیین مالکیت مشخص، تعریف نتایج ملموس و خودکارسازی مراحل تکراری، تیمهای خدماتی میتوانند به طور چشمگیری کارهای از دست رفته را کاهش دهند. نتیجه آن، ارائه روانتر خدمات، استرس کمتر، بهرهوری بالاتر و تجربهای باثباتتر برای مشتریان است.