اکثر کسب و کارها یک روز از خواب بیدار نمی شوند و تصمیم به پیاده سازی یک سیستم ERP می گیرند. در عوض، آنها به آرامی اصطکاک عملیاتی را تجربه می کنند. ناکارآمدی های کوچک شروع به تکثیر شدن می کنند. حفظ شفافیت مالی دشوارتر می شود. هماهنگی به تلاش بیشتری نسبت به گذشته نیاز دارد.
در ابتدا، این مسائل قابل مدیریت به نظر می رسند. تیم ها با کار اضافی جبران می کنند. مدیران به صفحات گسترده متکی هستند. بنیانگذاران برای حل مشکلات شخصاً وارد عمل می شوند. اما با گذشت زمان، پیچیدگی سریعتر از ساختار رشد می کند.
یک سیستم ERP معمولاً نه به دلیل اندازه شرکت، بلکه به این دلیل ضروری می شود که فشار عملیاتی به نقطه اوج خود می رسد.
اگر مطمئن نیستید که کسب و کار شما به آن مرحله رسیده است یا خیر، نشانه های زیر وضوح را ارائه می دهند.
1. شما از ابزارهای قطع شده زیادی استفاده می کنید
اگر تیم شما برای فروش، صدور فاکتور، حسابداری، مدیریت وظایف، گزارش دهی و ارتباطات به پلتفرم های جداگانه متکی است - تقسیم بندی از قبل وجود دارد.
هر ابزار اضافی ممکن است یک مشکل خاص را حل کند، اما در کنار هم سیلوهای داده ایجاد می کنند. اطلاعات باید به صورت دستی منتقل شوند. گزارش ها نیاز به صادر کردن و ادغام داده ها دارند. خطاها افزایش می یابند.
وقتی پشته فناوری شما بیشتر شبیه یک وصله به نظر می رسد تا یک سیستم یکپارچه، ERP به یک گام منطقی بعدی تبدیل می شود.
2. درآمد در حال رشد است، اما سودآوری نامشخص است
رشد می تواند حس کاذبی از امنیت ایجاد کند. ممکن است اعداد درآمد ماه به ماه افزایش یابد، اما حاشیه سود نامشخص باقی می ماند.
اگر برای پاسخ دادن به سوالاتی مانند:
- کدام خدمات سودآورتر هستند؟
- کدام مشتریان بیشترین منابع داخلی را مصرف می کنند؟
- هزینه های عملیاتی در کجا افزایش می یابد؟
به احتمال زیاد فاقد دید مالی یکپارچه هستید. سیستم های ERP داده های عملیاتی را با گزارش های مالی مرتبط می کنند و به رهبری اجازه می دهند فراتر از درآمد سطحی را ببینند.
3. فرآیندهای دستی در حال مصرف زمان رهبری هستند
هنگامی که مدیران زمان قابل توجهی را صرف بررسی فاکتورها، تأیید هزینه ها، تدوین گزارش ها یا ردیابی وضعیت پروژه به صورت دستی می کنند، مقیاس پذیری آسیب می بیند.
نظارت دستی ممکن است به طور موقت کارساز باشد، اما مقیاس پذیر نیست. سیستم های ERP گردش کار تکراری را خودکار می کنند و وابستگی به نظارت مداوم را کاهش می دهند.
4. شما نمی توانید گزارش های بلادرنگ دریافت کنید
اگر تولید یک گزارش عملکرد نیاز به صادر کردن صفحات گسترده، تطبیق اعداد یا انتظار برای به روز رسانی های حسابداری دارد، زیرساخت گزارش دهی شما واکنشی است تا فعال.
سیستم های ERP داشبوردهای بلادرنگی را ارائه می دهند که درآمد، هزینه ها، پروژه ها و عملکرد تیم را در یک نمای کلی ساختاریافته به هم متصل می کنند.
5. گلوگاه های عملیاتی سرعت رشد را کاهش می دهند
با افزایش حجم مشتری، مالکیت نامشخص وظایف و تأخیر در تأییدیه ها بیشتر نمایان می شود. پروژه ها نه به دلیل کمبود تلاش، بلکه به دلیل ضعیف بودن سیستم های هماهنگی متوقف می شوند.
ERP گردش کار ساختاریافته را با مسئولیت های تعریف شده و ردیابی فرآیند معرفی می کند و گلوگاه ها را قبل از تشدید کاهش می دهد.
6. تجربه مشتری در حال ناسازگاری است
ارتباطات ناسازگار، خطاهای صورتحساب یا تأخیر در ارائه خدمات اغلب نشان دهنده بی نظمی داخلی است.
هنگامی که عملیات فاقد یکپارچگی است، مشتریان به طور غیرمستقیم تأثیر را احساس می کنند. سیستم های ERP با همسو کردن فرآیندهای داخلی با نتایج رو به مشتری، سازگاری را بهبود می بخشند.
7. بنیانگذار مرکز تصمیم گیری است
اگر بیشتر تصمیمات عملیاتی نیاز به مشارکت بنیانگذار دارد، مقیاس پذیری محدود می شود.
سیستم های ERP از تفویض اختیار ساختاریافته با در دسترس قرار دادن داده ها، شفاف کردن گردش کار و قابل اندازه گیری کردن مسئولیت ها پشتیبانی می کنند.
وقتی اطلاعات به جای افراد از طریق سیستم ها جریان می یابد، رشد پایدار می شود.
چه زمانی زمان مناسب است؟
هیچ آستانه درآمد جهانی برای پیاده سازی ERP وجود ندارد. در عوض، تصمیم باید بر اساس آمادگی ساختاری باشد.
اگر پیچیدگی سریعتر از ظرفیت هماهنگی افزایش یابد، ERP دیگر یک ارتقاء نیست - بلکه یک ضرورت است.
نتیجه گیری
سیستم های ERP فقط برای شرکت های بزرگ محفوظ نیستند. آنها ابزاری برای کسب و کارهایی هستند که می خواهند به طور مسئولانه مقیاس بندی کنند، شفافیت مالی را حفظ کنند و اصطکاک عملیاتی را کاهش دهند.
اگر چندین مورد از این نشانه ها آشنا به نظر می رسند، ممکن است سازمان شما از قبل فراتر از محدودیت های دستی فعالیت کند.
سوال این نیست که آیا پیچیدگی وجود دارد یا خیر. سوال این است که آیا سیستم های شما برای رسیدگی به آن طراحی شده اند یا خیر.