مشکل سیستم ها در پس سودآوری غیرقابل پیش بینی
بسیاری از کسب و کارهای خدماتی در حال رشد، الگوهای مالی گیج کننده ای را تجربه می کنند. یک فصل قوی به نظر می رسد، فصل بعدی ناامید کننده است، حتی اگر خطوط لوله فروش سالم بمانند و تیم ها مشغول باشند. رهبران برای توضیح نوسانات تلاش می کنند. قیمت گذاری به طور چشمگیری تغییر نکرده است. تقاضا ثابت است. با این حال، حاشیه سود بدون علت مشخص نوسان دارد.
در بیشتر موارد، مشکل اصلی شرایط بازار یا اجرای ضعیف نیست. بلکه سیستم هایی هستند که در پشت صحنه کار می کنند. هنگامی که عملیات، امور مالی، فروش، زمان بندی و تحویل به پلتفرم های جداگانه متکی هستند، اندازه گیری سودآوری دشوار و کنترل آن دشوارتر می شود.
چرا درآمد سالم، حاشیه سود پایدار را تضمین نمی کند
رشد درآمد اغلب ضعف های ساختاری را پنهان می کند. معاملات جدید سریعتر از سیستم های گزارش دهی می رسند. تیم ها بدون ردیابی دقیق هزینه، کار بیشتری را بر عهده می گیرند. تخفیف ها به طور نامنظم اعمال می شوند. اضافه کاری به آرامی افزایش می یابد. هزینه های تدارکات افزایش می یابد اما به طور کلی به پروژه ها مرتبط می مانند.
بدون داده های یکپارچه، تیم های مالی باید عملکرد را پس از وقوع سرهم بندی کنند. مدیران به جای سیگنال های بلادرنگ، اعداد تاریخی را بررسی می کنند. تا زمانی که فرسایش حاشیه سود قابل مشاهده شود، فرصت های اصلاح مسیر از دست رفته است.
چگونه سیستم های جداگانه واقعیت مالی را تحریف می کنند
هنگامی که پلتفرم های CRM، ابزارهای پروژه، نرم افزار ردیابی زمان، سیستم های تدارکات و برنامه های حسابداری به طور جداگانه عمل می کنند، هیچ دیدگاه واحدی از سودآوری وجود ندارد. داده ها به صورت دستی بین بخش ها از طریق صفحات گسترده، خروجی ها و ایمیل ها منتقل می شوند. هر انتقال باعث تاخیر و عدم دقت می شود.
ممکن است مدیران پروژه تا هفته ها بعد هزینه های واقعی نیروی کار را نبینند. امور مالی دیدی نسبت به تغییرات دامنه تحویل ندارد. فروش معاملات را بدون فرضیات هزینه به روز شده می بندد. رهبری به جای بینش دقیق، به خلاصه ها تکیه می کند.
این شکاف ها نقاط کوری را ایجاد می کنند که در آن ناکارآمدی ها به طور ناخواسته جمع می شوند. اضافه کاری های کوچک به رویه استاندارد تبدیل می شوند. خدمات کم بازده همچنان ادامه دارند. مدل های قیمت گذاری قدیمی باقی می مانند. با گذشت زمان، غیرقابل پیش بینی بودن جایگزین کنترل می شود.
چرا کسب و کارهای خدماتی ابتدا این تأثیر را احساس می کنند
سازمان های خدماتی به هماهنگی دقیق بین افراد، زمان، مواد و تعهدات مشتری متکی هستند. استفاده از نیروی کار حاشیه سود را تعیین می کند. زمان بندی بر هزینه های تحویل تأثیر می گذارد. تغییرات دامنه بر صورتحساب تأثیر می گذارد. هنگامی که این عناصر در سیستم های جداگانه ردیابی می شوند، محاسبه سودآوری دقیق تقریباً غیرممکن می شود.
بدون گردش کار متصل، رهبران نمی توانند به راحتی به سوالات اساسی در مورد اینکه کدام پروژه ها واقعاً سودآور هستند، کدام مشتریان منابع را تخلیه می کنند یا کجا فرآیندها از بین می روند، پاسخ دهند.
سیگنال های عملیاتی که رهبران نباید نادیده بگیرند
سودآوری غیرقابل پیش بینی به ندرت به طور ناگهانی ظاهر می شود. علائم هشدار به تدریج جمع می شوند. بستن ماهانه بیشتر طول می کشد. پیش بینی ها غیرقابل اعتماد به نظر می رسند. تیم های مالی بیشتر وقت خود را صرف تطبیق اعداد می کنند تا تجزیه و تحلیل آنها. بررسی های عملیاتی شگفتی ها را آشکار می کند. اختلافات مشتری بر سر فاکتورها افزایش می یابد.
مدیران بیشتر به شهود تکیه می کنند تا داده ها. برنامه های توسعه کند می شوند زیرا رهبری به پیش بینی ها اطمینان ندارد. این الگوها نشان می دهد که سیستم ها از کسب و کار عقب مانده اند.
حرکت از ابزارهای حسابداری به سیستم های عملیاتی
پلتفرم های حسابداری سنتی تراکنش ها را ثبت می کنند، اما توضیح نمی دهند که چگونه کار انجام شده یا چرا هزینه ها تغییر کرده اند. برای کنترل حاشیه سود، کسب و کارها باید درآمد را مستقیماً به عملیات مرتبط کنند: پروژه ها، وظایف، گزارش های زمان، استفاده از موجودی، تأییدیه ها و قراردادهای مشتری.
پلتفرم های یکپارچه CRM، گردش کار تحویل، زمان بندی، تدارکات، امور مالی و گزارش دهی را در یک محیط مشترک متحد می کنند. با پیشرفت کار، هزینه ها به طور خودکار به روز می شوند. فاکتورها از نقاط عطف تکمیل شده فعال می شوند. داشبوردها به جای عکس های فوری تاریخی، عملکرد حاشیه سود را در زمان واقعی نشان می دهند.
این تغییر به رهبران این امکان را می دهد که زودتر مداخله کنند. پروژه های کم بازده قبل از افزایش زیان ها قابل اصلاح هستند. تصمیمات مربوط به کارکنان با حجم کار هماهنگ می شوند. مدل های قیمت گذاری بر اساس داده های واقعی تنظیم می شوند.
مزیت استراتژیک سودآوری قابل پیش بینی
هنگامی که سیستم ها وضوح را ارائه می دهند، سودآوری به جای نوسان، پایدار می شود. پیش بینی ها بهبود می یابند. تصمیمات سرمایه گذاری آسان تر می شوند. گسترش به خدمات یا مناطق جدید به جای خطرناک، حساب شده به نظر می رسد.
تیم ها با درک مشترک عمل می کنند. امور مالی و عملیات به جای تطبیق، با هم همکاری می کنند. رشد به جای هرج و مرج، منظم می شود.
نتیجه گیری
سودآوری غیرقابل پیش بینی به ندرت ناشی از کمبود تقاضا یا تلاش است. معمولاً نتیجه سیستم های پراکنده ای است که مانع از آن می شوند که سازمان ها ببینند چگونه درآمد به هزینه و سود تبدیل می شود.
با ایجاد یک ستون فقرات عملیاتی یکپارچه که امور مالی را با کار روزانه مرتبط می کند، کسب و کارهای خدماتی کنترل حاشیه سود را دوباره به دست می آورند و عدم اطمینان را با اطمینان جایگزین می کنند.